تبليغاتX
کانون فرهنگی تربیتی شهید متذکر مراغه
کانون فرهنگی تربیتی شهید متذکر مراغه
(شادی ارواح طیبه شهدا صلوات )فرهنگی- علمی-هنری و...
دوره ضمن خدمت
به استحضار همکاران می رساند

 

 که دوره ضمن خدمت

 

مدیریت آموزش وپرورش

 

در تاریخ ۲۰/۱۰/۸۷

 

در محل کانون فرهنگی تربیتی

 

 شهید متذکر مراغه برگزار می شود.

 

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ساعت 16:32 |

17شهریور

اگر هفده شهریور نبود...
محبوبه زارع
باغ در تاراج ملخ، تا چه حد تاب می‏آورد؟! آیا ظرفیت کوه، حجم آتشفشان را تا همیشه تحمل می‏کند؟! ندای مرجعیت و پیام آزادگی رهبری، آرام و قرار را از کف ایمان مردم ربوده. دشت‏های جنون، تا گستره ادراک مردم، دعوتنامه حضورمی‏فرستد. گاه آن است که فریادهای مانده در گلو، گل‏دسته‏های انقلاب را به اذانی حماسی، لبیک گویند.
وقت آن است که زخم‏های درون، لب باز کنند و مرثیه‏خوان شوند! شهریور ماه، هفدهمین روز خود را چنین تاریخی نمی‏پنداشت؛ اگر حضور کربلایی مردم را نمی‏دید.
ایران، غیرت متمدّنانه ایرانی را چنین شفاف و خونین به شهود نمی‏رسید؛ اگر هفده شهریور گل نمی‏کرد! این مشت‏های گره شده مردی ستم‏دیده، در بازخواست سلطه‏جویان است، یا آتش‏های زبانه کشیده از جگر مستضعفین؛ آنان که قرآن وعده‏شان داده روزی زمین را وارث خواهند شد؟
امضای شهادت روی ژاله

17شهریور
میدان ژاله، از این پس میدان قیام است و بیداری. محفل شهود است و آگاهی. ضربان انقلاب، نبض حیات ایران را تداوم داده است. خدا می‏خواهد تقدس حماسه، تا ابدیّت محترم بماند و امضای شهادت بر کارنامه هر رزمنده‏ای، منقوش شود. خدا می‏خواهد فرجام حرکت، رستگاری باشد و رهایی؛ چرا که خود وعده داده است: «و کسانی که در راه ما جهاد کنند، هدایت خواهند شد به راه‏های ما».
جاده پیروزی
جاده 22 بهمن، از هفده شهریور می‏گذرد. حماسه این روز، پلی است از خون و مصیبت به سمت آزادی و جمهوری. در تار و پود این واقعه جاوید، موسیقی نجات طنین دارد؛ که زنده باد انگشتان ممتد شهدا تا مادامی که این موسیقی در جان ایران ترانه شود.
شهریور سرخ
معصومه داوودآبادی
خورشید، چیزی ندید، جز خیابان‏هایی مه گرفته و خونین، در آن صبح شهریوری سرخ.
از چهار سوی میدان، توفان گلوله بود که مردان و زنان حماسه را در برمی‏گرفت.
ثانیه‏های قیام، می‏تپیدند و شهر در سوگ شهیدانش به مویه می‏نشست. آنان آمده بودند تا شقاوت استبداد را فریاد کنند و هویت از دست رفته استقلال را.
آمده بودند تا رودهای به مرداب نشسته را بشارت دریا باشند؛ اما تنها پاسخشان، باروت بود و ناجوان‏مردی و حالا بدن‏های به خون نشسته بود و صدای ناله‏های ممتد و پرندگانی که رخوت خاک را به قصد غرفه‏های آسمان، ترک گفتند.


در کوچه‏های حادثه
وقتی که آفتاب، تن به اسارت زمستان نمی‏داد؛ وقتی که حروف ستمکار، کتاب سرنوشتمان را از باروت پوشانده بود، برخاستیم تا شعله‏های غیرتمان، خاموشی نگیرد.
ما بهای بودنمان را در کوچه‏های حادثه، با خون شایسته‏ترین فرزندانمان پرداختیم؛ فرزندانی که رهایی را با گسستن تاروپود روشن‏شان، به پنجره‏های خاکستری‏مان هدیه کردند. سنگ‏فرش این میدان، هنوز نفس‏های آسمانی‏شان را به خاطر دارد و خون سرخی که نهضت را تا سر منزل مقصود، جاری کرد. یادشان، کوچه‏های وطن را آینه‏بندان کرده است.
هفدهمین ایستگاه
راه می‏افتم جاده پرهیاهوی شهریور را و در هفدهمین ایستگاه، کبوتران به خون غلتیده را زائر می‏شوم. نگاه کن، چگونه میله‏های قفس را در هم شکسته‏اند! اینان، یاوران سپیده‏اند؛ وارثان همیشه رهایی. مشرقِ نگاهشان، افق‏های بی‏نظیر وارستگی را دیدرس است. بین دستان پروازشان تا آسمان‏های یگانگی، فاصله‏ای نیست. بزرگند و آزاد؛ آن‏گونه که تاریخ، بر سرزمین‏های سراسر حصار، بشارتشان می‏دهد. صدای هوهوی آفرینشان، هنوز چهار گوشه این شهر را به سوی دروازه‏های سبز توحید می‏خواند.
رفتند، تا شهریور جانمان، رایحه سربلندی را دیگر باره حس کنند

|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 16:38 |

دو کلام با خدا

گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم

گفتی :من که نزدیکم ( بقره/186)

گفتم:تو همیشه نزدیکی ؛ من دورم.... کاش می شد بهت نزدیک شم

گفتی :هر صبح و عصر ، پروردگارت را پیش خودت با خوف و تضرع و با صدای آهسته یاد کن ( اعراف/205)

گفتم:این هم توفیق می خواد !

گفتی :دوست ندارید خدا ببخشدتون ( نور / 22 )

گفتم:معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی :پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید ( هود/90)

گفتم:با این همه گناه آخه چیکار می تونم بکنم ؟

گفتی :مگه نمی دونید که خداست که توبه رو از بندهاش قبول می کنه ؟!( توبه /104)

گفتم:دیگه روی توبه ندارم

گفتی: :)ولی) خدا عزیزه و دانا ، اوست آمرزنده گناه و پذیرنده توبه(غافر/2-3)

گفتم:با این همه گناه برای کدوم گناهم توبه کنم ؟

گفتی :خدا همه ی گناهان رو می بخشه ( زمر/53)

گفتم:یعنی بازم بیام ؟ بازم منو می بخشی ؟

گفتی :جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه ؟( آل عمران /135)

گفتم:گفتم نمی دونم چرا همیشه مقابل این حرفت کم می آرم ؟ آتیشم می زنه ذوبم می کنه!....خدایا توبه می کنم به برکت این ماه عزیز این مهمونی بزرگ ، توبه می کنم

گفتی :خدا هم توبه کننده ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره /222)

ناخواسته گفتم:الهی و ربی من لی غیرک ؟

گفتی :خدا برای بنده هاش کافی نیست ؟( زمر /26)

گفتم:در برابر همه ی مهربونیت چیکار می تونم بکنم ؟

گفتی :ای مؤمنین خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید . او کسی هست که خودش و فرشته هاش بر شما درود و رحمت می فرستن تا شما رو از تاریکی ها به سوی روشنایی در بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه ( احزاب 41-43)

 

گفتم : خدایا ممنونم فقط یه دعا دارم بکنم ، اونم اینه که کاری کنی بیشتر بشناسمت تا بیشتر بهت ایمان بیارم تا بیشتر دوست داشته باشم !

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 11:50 |

ماه مبارک رمضان
رمضان

 

فرا رسیدن ماه ضیافت

 

نور مبارک باد.

 

 التماس دعا

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 11:35 |

هفته دولت

 

هفته دولت بر همه

 

 خدمتکاران راستین مردم و

 

نظام اسلامی گرامی باد.

 

|+| نوشته شده توسط علی در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 18:18 |

دلتنگی برای آقا

تو را بس منتظر ماندم

 

اوتاندی لحظه لر سندن

 

سفر از تو گذر از تو

 

فقط یول گوز لمک مندن

 

بدان با یک نگاه تو

 

اوچاردی غصه لر مندن

امام زمان

سلام اي انتظــار انتظـــارم                                                    سلام اي رهبر و اي يادگارم

  سلامم بر تو اي فرزند زهرا                                                   سلامم بر تو اي نـــاجي دنيا


امشب حديث عشق خود را فاش مي گويم، تا آسمان پولک نشان، چشمک زنان،

 بر قدسيان، باراني از عطر شقايق ها بريزد.


          مي گويم امشب، نيمه شعبان، يک تکه از انوار يزدان،
         يک گوشه از عرش الهي، فرش زمين را مهبط نور خدا کرد.

 
         تندر، حديث شوق ما شد،
         برقي جهيد و آذرخشي، بوم ما را از سپيدي روز روشن کرد.
        از شاديش خنديد شبنم،


        ياس سپيد مرغ ما "- زهرا سلام الله عليها "-
        اين بار از زيبا گل نرگس، گل پاکي، گل شادي،

        گل سرشار از عطر حقيقت، هديه اي مي خواست.

        نويد شادماني، بانگ آزادي، خروش عدل، گلبانگ رهائي را طلب مي کرد.
       و نرگس - اين گل پاکي - پذيرا شد. 
        و عالم چشم بر نرگس، پر از عشق و تمنا شد. 
        بلورين يادگار فاطمه،

        از دامن نرگس  جهاني را گلستان کرد: 


    بگو با آن که مي گويد به يک گل کي بهار آيد

 
     گل نرگس، جهاني را گلستان مي کند امشب

ما منتظريم از سفر برگردي 

                                                                        يک روز شبيه رهگذر برگردي

با کاسه آب و مجمري از اسپند

                                                                    ما آمده‌ايم پشت در برگردي

وقتي سر شب که رفتنت را ديديم

                                                              گفتيم نمي‌شود سحر برگردي

ما منتظر توايم آقا نکند 

                                                                             يک جمعه غروب بي خبر برگردي

من گوشه‌نشين کوچه برگشتم

                                                                 اي کاش که از همين گذر برگردي

پرواز نمي‌کنيم از اينجا بايد

                                                                        در فصل نبود بال و پر برگردي

وقتش نرسيده است اي مرد ظهور

                                                            با سيصد و سيزده نفر برگردي

میلاد یوسف زهرا(س) مهدی فاطمه صاحب زمان

بر منتظران مبارک

بر چهره پر ز نور مهدي صلوات        

            بر جان و دل صبور مهدي صلوات

تا امر فرج شود مهيا بفرست 

                          بهر فرج و ظهور مهدي صلوات

التماس دعا........

امام زمان

چلچراغ امام مهدی(عج) (چهل حدیث درباره امام مهدی(عج))

1- پیامبر اکرم(ص): مهدی(عج) از عترت من و از فرزندان فاطمه(س) است، او بر اساس سنت من پیکار می کند چنانکه من بر اساس وحی پیکار می کردم.

2- پیامبر اکرم(ص): مهدی(عج) شبیه ترین مردم به من است در سیما و گفتار و کردار.

3- پیامبر اکرم(ص): اگر از دنیا نماند جز یک روز، خداوند مردی از اهل بیت مرا بر می انگیزد که زمین را از عدل و داد پر گرداند همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد.

4- پیامبر اکرم(ص): گروهی از مشرق زمین خروج کرده و زمینه حکومت مهدی(عج) را مهیا می کنند.

5- پیامبر اکرم(ص): آگاه باشید که مهدی(عج) وارث تمام علوم و محیط به تمام علوم است.

6- پیامبر اکرم(ص): خوشا به حال کسی که قائم ما را درک کند در حالیکه قبل از قیامش پیرو او بوده و دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد.

7- پیامبر اکرم(ص): ای علی؛ امامان بعد از من دوازده نفرند اول آنها تو هستی آخر آنها قیام کننده ای است که خداوند به دست او مشرق و مغرب زمین را فتح می کند.

8- پیامبر اکرم(ص): کسی که قائم خاندان مرا (در زمان غیبتش) انکار کند مرا انکار کرده است.

9- پیامبر اکرم(ص): فاطمه جان؛ خداوند پدرت را برگزید و او را پیامبر قرار داد و علی را برگزید و وصی او قرار داد و تو را به تزویج او در آورد و مهدی(هج) که عیسی(ع) پشت سرش نماز می خواند از تو و علی(ع) است.

10- امام علی(ع): یاران مهدی(عج) همگی جوانند و جز چند تن پیر در آنها نیست.

11- امام علی(ع): حجت خدا مردم را می شناسد ولی مردم او را نمی شناسند چنانکه یوسف مردم را می شناخت ولی مردم او را نمی شناختند.

12- امام علی(ع): با ارزشترین عبادات انتظار فرج است.

13- امام علی(ع): بارخدایا؛ بیعت او را خروج از غم قرار بده و به واسطه او امر امت اسلامی را از پراکندگی به اتحاد برسان.

14- امام علی(ع): چون قائم ما قیام کند، کینه ها از دل بیرون می رود.

15- امام علی(ع): هر کس در زمان غیبت مهدی(عج) در دینش ثابت قدم باشد و قلبش را قساوت نگیرد در قیامت با من است.

16- امام حسن(ع): مهدی(عج) غیبتی طولانی دارد و وقتی ظهور می کند به صورت جوانی کمتر از چهل سال ظهور خواهد کرد، چرا که خداوند متعال بر هر چیزی تواناست.

17- امام حسین(ع): به جمعی از بنی امیه که در مسجد النبی نشسته بودند گذر کرد و فرمود: دنیا به پایان نخواهد رسید تا وقتی که خداوند مردی از خاندان مرا فرو فرستد و کیفر شما را بدهد.

18- امام سجاد(ع): وقتی که قائم اهل بیت ما قیام کند خداوند از شیعیان ما درد و رنج را می برد و دلهای آنها را محکم مانند آهن قرار می دهد و بر هر مردی از آنها نیروی چهل مرد را عطا می فرماید و آنان را حاکمان زمین قرار می دهد.

19- امام سجاد(ع): غیبت او چون غیبت یوسف(ع) و رجعت او چون عیسی(ع) است که بسیاری از مردم زنده بودن او را انکار می کردند.

20- امام سجاد(ع): بی تردید مردم زمان غبیت مهدی(ع)، که امامت او را باور دارند و منتظر ظهور او هستند از مردمان دیگر زمانها برترند.

21- امام سجاد(ع): خداوند به مردم دوران غیبت عقل و درک و قدرت شناختی داده که غیبت برایشان چون ظهور است.

22- امام محمد باقر(ع): به خدا سوگند که سیصد و ده و اندی نفر می آیند که در میان آنها پنجاه زن است است و آنان در مکه گرد می آیند.

23- امام محمد باقر(ع): در روی زمین مکانی نمی ماند مگر اینکه ندای اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله در آن بلند است.

24- امام محمد باقر(ع): وقتی قائم قیام کند دوستی و یگانگی می آید. انسان هر چیز نیاز دارد از جیب برادر مؤمنش بر می دارد بدون هیچ ممانعتی.

25- امام صادق(ع): مهدی(عج) دو نشانه بارز دارد که با آنها شناخته می شود، علم بیکران و دعای مستجاب.

26- امام صادق(ع): چگونه برخی نمی پذیرند که خداوند عمر صاحب الامر را طولانی گرداند چنانکه عمر نوح را طولانی نمود.

27- امام صادق(ع): باتقوایان کسانی هستند که به غیبت ایمان دارند و به قیام قائم اقرار داشته و آن را حق بدانند.

28- امام صادق(ع): امام خود را بشناس که اگر خود را شناختی دیر یا زود شدن ظهور به تو ضرری نمی رساند.

29- امام صادق(ع): کسی که منتظر قیام مهدی(عج) باشد مانند کسی است که در راه خدا به خون خود آغشته است.

30- امام کاظم(ع): نعمت ظاهر، امام ظاهر است و نعمت باطن امام غایب است.

31- امام کاظم(ع): در دوران غیبت مهدی(عج)، گروهی از مسلمانان از دین بر می گردند و گروهی پا برجا می مانند.

32- امام رضا(ع): قیام مهدی(عج) مانند رسیدن قیامت است که وقت آن را کسی جز خدا نمی داند و فرا نرسد مگر ناگهانی.

33- امام جواد(ع): قائم از وعده های قطعی الهی است و وعده خداوند تخلف پذیر نیست.

34- امام هادی(ع): صاحب الامر کسی است که عده ای گویند هنوز زاده نشده.

35- امام عسکری(ع): به خدا سوگند به زودی خداوند به من پسری می دهد که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.

36- امام عسکری(ع): شیعیان ما در یک اندوه دائم به سر می برند تا فرزندم که پیامبر(ص) نوید ظهورش را داده است ظاهر شود.

37- امام مهدی(عج): اگر شیعیان ما با هم یکدل می شدند در وفای به عهدی که بر آنهاست، ظهور من به تأخیر نمی افتاد و زودتر به زیارت من فائز می شدند.

38- امام مهدی(عج): من خاتم اوصیا هستم و خداوند به وسیله من بلا را از اهل و شیعیانم دور می کند.

39- امام مهدی(عج): من تنها بازمانده خدا در روی زمین هستم و از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت.

40- امام مهدی(عج): و اما رویدادهای تازه که برای شما پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان می باشم.

|+| نوشته شده توسط علی در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ساعت 16:40 |

ولادت
ولادت با سعادت

 

سه امير كربلا مبارك

 

 

سلام بر تو ای نزدیک‌ترین نام به خدا!

سلام بر تو ای سفینه عشق!

مدینه را شور حضور تو پر کرده است.

شمیم لبخند پنجره‌ها!

فضا را عطرآگین نموده

و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی،

نام زیبای تو را زمزمه می‌کند

و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو پیدا شده است.

ای رهبر عاشقان و دلدادگان،

ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.

 

روز سوم شعبان سال چهارم هجرى، در بيت عصمت و طهارت نوزادى متولد شد كه ولادتش قلب‌ها را مسرور و ديده‏‌ها را گريان ساخت. كودك را نزد رسول خدا (ص) آوردند. پيامبر گرامى در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را (حسين) ناميد. جبرئيل و فرشتگان آسمان‌ها براى تهنيت و شادباش به محضر رسول خدا (ص) نازل می‌شدند و تولد اين نوزاد را تبريك می‌گفتند ولی آنان حامل پيام ديگرى نيز بودند، خبرى كه رسول خدا (ص) را بشدت متأثر كرد و اشك از ديدگانش جارى شد: (اين كودك را امت تو به قتل می‌رسانند!).

                          ولادت حضرت ابوالفضل العبّاس (ع)

 

«عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام» در سال 26 هجری متولد شد. مادرش ام‌البنین بود.

امام علی علیه‌السلام به برادرش، عقیل، که به انساب و اجداد اعراب آگاه بود، فرمود:« برای من زنی را انتخاب کن که فرزندانی شجاع بیاورد.»

عقیل فاطمه، دختر حزام بن خال، را معرفی کرد و گفت:« در میان اعراب، شجاع‌تر از پدران او کسی را نمی‌شناسم.»

علی علیه‌السلام با او ازدواج کرد و اوّلین فرزندی که از ام‌البنین به دنیا آمد عباس علیه‌السلام بود که او را به سبب زیبایی چهره‌اش، قمر بنی هاشم لقب داده بودند. کنیه او ابوالفضل بود و ام‌البنین پس از او سه فرزند به نام‌های عبدالله بن علی و عثمان بن علی و جعفر بن علی به دنیا آورد.
عباس بن علی چهارده سال با پدرش امیرالمؤمنین و بقیه عمر خویش را در کنار دو برادرش زندگی کرد و هنگام شهادت سی و چهار سال از عمر شریفش گذشته بود. او در شجاعت بی‌نظیر بود و چنان بلندبالا بود که هنگامی که بر اسب سوار می‌شد، پای مبارکش به زمین می‌رسید.

 

 

مردی می‌آيد که دستانش بوی کرامت، پيشانی‌اش بوی بندگی و گام‌هايش، ندای ايستادگی سر می‌دهد. بهار به حيرت می‌ايستد، باد سجده می‌کند و خورشيد، شکرانه می‌دهد.

امام علي‌بن‌حسين‌بن‌علي‌بن‌ابيطالب عليه‌السلام مشهور به سجاد، چهارمين امام شيعيان بنا به قولي مشهور، در پنجم شعبان سال 38 هجري قمري متولد شدند. امام زين‌العابدين عليه‌السلام زماني ديده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علي‌بن‌ابيطالب عليه‌السلام بود. آن حضرت 3 سال از خلافت علوي و حكومت چند ماهه امام حسن عليه‌السلام را درك كرد. امام سجاد عليه‌السلام در عاشوراي سال 61 هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزه‌آسا نجات يافت و پس از شهادت پدرش امام حسين عليه‌السلام مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد.

 

هر كه كرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنيا را پَست انگارد.
                                                                       امام سجاد (ع)

رسالت‌ها در عصر امام سجاد عليه السلام:

مردم مسلمان عصر امام عليه‌السلام به علت تبليغات و فعاليت‌هاي سياسي و فرهنگي حكومت‌هاي نامشروع در برابر حقايق سياسي و مذهبي در نهايت جهالت و بي‌ديني به سر مي‌بردند. بدعت‌ها و عقايد گمراه‌كننده و باطل به عنوان احكام و عقايد مذهبي، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود. در چنين شرايطي، بزرگترين و مهمترين مسئوليت امام سجاد عليه‌السلام، احياي مجدد اسلام ناب محمدي (ص)، تبيين جايگاه امامت و رهبري اهل بيت عليه‌السلام، مبارزه با جهالت سياسي و مذهبي مردم و تربيت مجاهدان واقعي بود. امام عليه‌السلام مي‌بايد در برابر حقايق سياسي اسلام روشنگري مي‌كردند به ويژه كه درباره امامت و رهبري و افشاگري عليه حكومت‌هاي غاصب و ظالم و ترويج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود كه شيعيان و مسلمانان را براي مبارزه و جهاد عليه ظلم، بدعت و گمراهي آماده مي‌ساختند. آن حضرت موفق شدند كه در سخت‌ترين شرايط و با استفاده از ظريف‌ترين شيوه‌هاي تبليغاتي و مبارزاتي، در اهداف خويش موفق و پيروز شوند.

خشنودى از پيشامدهاى ناخوشايند، بلندترين درجه يقين است.
                                                                       امام سجاد (ع)

|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 16:51 |

آخرين برگزيده
آخرين برگزيده

 

 برگزيده شد

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 16:38 |

ولادت مولا
ولادت با سعادت مولی الموحدین

 

حضرت علی (ع) مبارک باد

حضرت علي(ع)

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 16:24 |

مژده
فعالیتهای تابستانی

 

کانون از روز شنبه ۱۵ تیر ماه

 

شروع می شود

 

لازم به توضیح است که

 

ثبت نام ای فعالیتها

 

 از اول خرداد انجام شده است.

 

و با همکاری کمیته امداد امام خمینی (ره)

 

برای افراد بی بضاعت

 

 بیش از ۷۰٪ تخفیف ارائه می شود

 

که ۵۰٪ آن توسط کمیته امداد

 

 و ۲۰٪ آن توسط کانون پرداخت می شود.

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 10:32 |

7تير
 

ما شیفته خدمتیم

 

 نه تشنگان قدرت

 

7تير

 

گزیده سخنان شهید بهشتی:

‌1- انسان با عمل صالح ساخته می‌شود و ایمان با عمل صالح محکم‌تر می‌گردد.‌

‌2- یک ملت انقلابی معمولاً حرف آخر خود را همان اول می‌زند.‌

‌3- حسینیان همواره با یزیدیان در ستیزند.‌

‌4- بگذارید مردم در برابر هرچیزی که بر خلاف موازین اسلامی می‌بینند، حساس بمانند.‌

‌5- یک ملت زنده حتی یک لحظه هم در دفاع از خودش و تلاش برای به زانو در آوردن دشمن نباید درنگ کند.‌

‌6- اسلام به ما آموخته است که نسبت به دشمنان دروغ نگوییم، تهمت و افتراء نزنیم و فحش ندهیم.‌

‌7- ما پیروان حسین(علیه‌السلام) مرگ خونین را بر زندگی ذلت‌بار با یزیدیان ترجیح می‌دهیم.‌

‌8- یکایک شما برادرها و خواهرها، باید حسابرس و حساب‌کش خودتان و جامعه‌تان و حکومتتان باشید.‌

‌9- امیدوارم ملت خوشحال باشد که در نظامی زندگی می‌کند که اگر از رئیس جمهور شکایت داشت، دستگاه قضایی همانگونه عمل کند که از یک فرد عادی شکایت داشت.‌

‌10- تشکل انحصار طلب و انحصار اندیش از جانب هر فرد و هر گروه و هر جمع باشد، شیطانی از آب در می‌آید.‌

‌11- کسانی را انتخاب کنید که تشنه قدرت نباشند. تشنگان قدرت حق حکومت کردن ندارند.‌

‌12- در زمینه رعایت معیارهای اسلامی، سازش مصلحت جویانه را حرام می‌دانم.‌

‌13- من برخورد تلخ صادقانه را به برخورد شیرین منافقانه ترجیح می‌دهم.‌

‌14- تا زنده‌ایم، تحت هیچ شرایطی تسلیم آمریکا و اقمار اروپای‌اش نمی‌شویم.‌

‌15- ما نبایدبه استعمارگران غرب و شرق اجازه دهیم که برای ما مهره‌سازی کنند.‌

‌16- ای انسان، تو سازنده تاریخ و آینده هستی، تو قیامتت را هم خودت می‌سازی، حتی بهشت و دوزخ به دست تو ساخته می‌شود.‌

‌17- تا زمانی که کاری انجام ندهیم، برای مردم بازگو نمی‌کنیم.‌

‌18- اگر شما به حال مردم سودمند واقع شوید، ماندنی خواهید بود.‌

‌19- انتقاد از خویشتن را جزء برنامه‌های خود قرار دهید.‌

‌20- شیوه‌های صحیح برخورد با دشمن و مخالف را یاد بگیرید.‌

‌21- سؤالاتی که بعد مکتبی را نشان دهد، تفتیش عقاید نیست.‌

‌22- ارتباطات خود را با یکدیگر قوی کنید.‌

‌23- حافظان استقلال باید بهای آن را بپردازند.‌

‌24- جامعه اسلامی، باید جامعه‌ای رو به شادابی، تندرستی و تحرک باشد.‌

‌25- جامعه باید به سمت موضع‌گیری‌های وحدت‌زا برود.‌

‌26- انقلاب ما انقلاب آرمانهاست.‌

‌27- انقلاب ما انقلاب ارزشهاست.‌

‌28- منافقین سمبل استبدادهای استالینی هستند.‌

‌29- ما شیفتگان‌خدمتیم، نه تشنگان قدرت.
‌30- جاذبه در حد اعلا و دافعه در حداقل ضرورت.‌

‌31- من درد دلم را با خدا می‌کنم. خدا خودش درست می‌کند همه این کارها را.‌

‌32- من بایستی مثل حضرت محمد(ص) بردبار باشم، پیغمبر هم در مقابل این همه شکنجه، این همه ناراحتی‌ها را تهمت‌های ناروا که به او زدند، صبور بود.‌

‌33- ما یک جان بیشتر نداریم که این باید در راه خدا باشد. شما مرا از مرگ نترسانید.‌

‌34- من هر لحظه منتظرم که تیری برقلبم بنشیند یا دیواری بر سرم خراب شود.‌

‌35- ما راست قامتان، جاودانه تاریخ خواهیم ماند.‌

‌36- ملت ایران در برابر یزیدیان راهی را می‌رود که حسین رفت.‌

‌37- انسان به دنبال ساختن خویش می‌تواند محیط اجتماعی خویش را بسازد.‌

‌38- نسل‌های جوان و انقلابی ملتهای مسلمان، باید عرصه را بر امپریالیسم جهانخوار تنگ کنند.‌

‌39- ما راهی را انتخاب کرده‌ایم به عنوان راه بهتر و ممکن است طول بکشد تا دنیا بپسندد.‌

‌40- یک ملت انقلابی و زنده حتی یک لحظه هم در دفاع از خودش و تلاش برای به زانو در آوردن دشمن نباید درنگ کند.‌

‌41- انقلاب کفر ستیز و ظلم ستیز ما با هیچ قدرت سلطه‌گر نمی‌تواند در سازش در آید.‌

‌42- آمریکا همه دنیا را می‌خواهد. جواب او را نیز وقتی که لازم باشد، ملت خواهد داد.‌

‌43- انقلاب اسلامی به معنای برآشفتن خواب همه کشورهای جهان سوم و ملتهای مستضعف است.‌

‌44- همه تلاش ملت مبارز ما باید در راه ایجاد جامعه اسلامی که در آن حق و اخلاق توحیدی و الهی حاکم باشد، متمرکز گردد.‌

‌45- ما ایمانمان را، اخلاصمان را، عملمان را درست می‌کنیم و با اسلام منطبق می‌کنیم، این را داشته باشیم یاری خدا، تضمین شده است.‌

‌46- برخورد آراء و افکار، نیازی به استفاده از چماق ندارد.‌

‌47- هر کس خط دارد، دشمن دارد.‌

‌48- شهید بدهید و قویدل باشید.‌

‌49- مرگ بر آمریکا، مرگ بر سازشکار.‌

‌50- ما روزی به دست می‌آییم که شهید شویم.‌

‌51- ما شهیدان را از دست نداده‌ایم، بلکه آنها را بدست آورده‌ایم.‌

‌52- پیروزی اصیل، حرکت در راه حق است.‌

 

در هفتم تير چه گذشت؟


در هفتم تیر ماه سال 1360 دفتر حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه تهران از سوی یکی از عوامل نفوذی سازمان منافقین(محمد رضا کلاهی) منفجر گردید که براثر آن 72نفر از شخصیت‌ها و مسئولین برجسته کشور شهید و تعدادی نیز زخمی گردیدند. این فاجعه، بزرگ‌ترین اقدام منافقین در ضربه زدن به نظام برخاسته از آرای مردم در پی پیروزی انقلاب اسلامی بود. هنوز چند ماهی از آغاز جنگ تحمیلی نمی‌گذشت که سازمان منافقین این جنایت بزرگ را در هم سویی با آغازگران جنگ، در مرکز ایران انجام داد. شاید آنها می‌خواستند در کنار تهاجم زمینی، هوایی و دریایی ارتش صدام به سرزمین‌های ایران، حمله دیگری را از درون کشور علیه مرکز تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی و اداره‌کنندگان کشور انجام دهند تا به یکباره پیروزی قاطعی را برای رژیم بعثی صدام حسین به ارمغان آورند.‌
فاجعه هفتم تیر از ابعاد گوناگونی قابل بررسی و ارزیابی است. از سویی در این جنایت، انسان‌های بزرگی که به تعبیر امام امت از <ابرار> بودند به شهادت رسیدند. یکی از آنان شهید آیت‌الله دکتر بهشتی بود که از متفکران و اندیشمندان و شکل‌دهندگان به معماری نظام جمهوری اسلامی بود و نقش بی‌بدیلی را در تدوین قانون اساسی و ساختاردهی به نظام جدید ایران پس از فروپاشی رژیم شاهنشاهی ایفا می‌نمود. پرداختن به هر یک از شهدای این فاجعه عظیم و بررسی ویژگی‌ها و ابعاد شخصیت آنان، فرصت و نوشته جداگانه‌ای را می‌طلبد.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد که طراحی این فاجعه بزرگ و انفجار محل جلسه‌ بزرگان کشور پس از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری از سوی نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی، به یکباره تصمیم‌گیری و به اجرا درنیامده است، بلکه یک برنامه از قبل طراحی شده بود که براساس اطلاعات دقیق و نیز انتخاب مواد منفجره مناسب برای پایین آوردن سقف بتونی سالن اجلاس و همچنین استفاده از تاکتیک و پوشش مناسب برای به کارگیری حداکثر توان مواد منفجره‌ انتخابی برای وارد آوردن حداکثر تلفات ممکن به شخصیت‌های حاضر در این اجلاس بوده است.‌ نگاه دیگری که می‌توان به ابعاد این فاجعه عظیم داشت، بررسی نتایج و پیامدهای آن است که به این شرح قابل ذکر است.‌
         

الف - فاجعه هفتم تیر هشدار بزرگی برای مردم ایران بود و به آنان نشان داد که انقلاب اسلامی به سادگی در جهان، تحمل نخواهد شد و جرم کسانی که از امام خمینی(ره) حمایت کرده‌اند تا رژیم شاهنشاهی را با فریادهای مردم، به زباله‌دانی تاریخ بفرستند،مواجه شدن با ترور، انفجار و جنگ است.

ب - این فاجعه می‌توانست تبدیل به بحرانی عظیم‌تر از تصفیه فیزیکی سران انقلاب اسلامی گردیده و کشور را با خلاء مدیریت مواجه بنماید و باعث از هم پاشیدگی سیستم اداره کشور گردد. زیرا با شهادت تعداد زیادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، رسمیت یافتن جلسات مجلس با کمبود افراد نماینده مواجه می‌شد، از سوی دیگر عالی‌ترین شخصیت نظام قضایی و عضو شورای ریاست جمهوری و نیز تعدادی از وزرای کشور به شهادت رسیده بودند که برگزاری جلسات هیئت دولت را با مشکل مواجه می‌ساخت. از سوی دیگر برای انتخاب رئیس جمهور جدید باید برنامه‌ریزی می‌شد. ولی حضرت امام خمینی(ره) در نحوه رویارویی با این مصیبت بزرگ، آن را تبدیل به فرصتی برای مردم ایران به منظور روی کار آوردن وفادارترین افراد به انقلاب اسلامی، نمودند. بنابراین مشاهده می‌شود که پس از این فاجعه بزرگ است که بحران سیاسی آفریده شده از سوی غرب‌گرایان در ایران، خاتمه یافته و افرادی که خود را پیروان خط امام(ره) می‌خواندند، زمام امور کشور را بدست گرفتند.

ج - پس از واقعه هفتم تیر چهره واقعی سازمان مجاهدین خلق برای اکثر مردم ایران روشن شد و ایرانیان آنان را به عنوان منافقین و کسانی که در خدمت دشمنان ملت هستند به شمار آوردند و آنچنان فضا را برای زندگی این سازمان مخوف تروریستی تنگ کردند که حتی آنها در خانه‌های تیمی خود نیز احساس امنیت نمی‌کردند و فرار از کشور را برماندن در کنار مردم، ترجیح داده و به صورت رسمی در خدمت دشمنان ملت ایران درآمدند.

د - اقدام منافقین در شروع ترورهای گسترده که پس از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری اتفاق افتاد، کشور را علاوه بر مسئله جنگ، رودرروی مسئله <امنیت داخلی> نیز قرار داد و کمک بزرگی به نظام صدام حسین در باز کردن یک جبهه داخلی ترور، در مرکز کشور نمود، به‌طوری که برخی از رزمندگان وقتی از جبهه‌های جنگ برای سرکشی به خانواده به منازل خود برمی‌گشتند، براثر ترور منافقین به شهادت می‌رسیدند.‌
منافقین نقش بزرگی در <امنیتی‌کردن> کشور و رویکرد امنیتی به مسائل و مشکلات در داخل کشورها ایفا نمودند و هزینه بزرگی را به ملت ایران در این زمینه تحمیل نمودند به گونه‌ای که آن فضای برادری و صمیمیتی را که بین مردم و مسئولین در ماه‌های اول پیروزی انقلاب اسلامی برقرار شده بود و همه ایرانیان، اعم از رئیس و مرئوس خود را در کنار یکدیگر و برادر همدیگر می‌دیدند، تبدیل به یک فضای کم‌اعتقادی و فاصله افتادن بین مسئولین و دیگران شد. از این زمان است که خودروهای حفاظتی و محافظین شخصی ارتباط راحت و امن مردم و مسئولین را دچار فاصله‌ معنی‌دار می‌کند.

به هر حال، پیامدها و نتایج فاجعه هفتم تیر بسیار فراتر از مطالب عنوان شده‌ بالا است، ولی نکته‌ای را که نباید از آن غافل شد، بررسی این موضوع است که آیا سازمان مجاهدین (منافقین) خلق، برای رسیدن به <قدرت> به دولت‌های بیگانه از جمله رژیم بعثی صدام، وصل شده و به عنوان ابزاری در خدمت اهداف آنان قرار گرفته است و یا اینکه از ابتدا آمریکا و رژیم بعثی عراق سازمان منافقین را توسعه داده، تجهیز نموده، آموزش داده، منابع مالی آن را تأمین کرده و برای آن مأموریت‌های جاسوسی، اطلاعاتی و انجام عملیات ترور و آدم‌کشی را تعیین می‌کرده‌اند و در نهایت، پس از عدم موفقیت‌های این سازمان در داخل ایران، آن را به پادگان‌های ارتش بعثی در داخل عراق منتقل کرده و به عنوان پیاده نظام ارتش صدام، علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته‌اند؟

برخی معتقدند حفظ امنیت منافقین در داخل پادگان اشرف در حوالی بغداد از سوی ارتش آمریکا پس از سقوط نظام دیکتاتوری صدام‌حسین، در این راستا ارزیابی می‌گردد، ولی به نظر می‌رسد که بایستی ترکیبی از دو نظریه فوق درست باشد؛ یعنی هم آمریکا و هم رژیم بعثی عراق به دنبال ابزاری برای به کارگیری آن در جهت امیال و آرزوهای خود بوده‌اند و هم سران مجاهدین (منافقین) خلق تنها راه رسیدن به قدرت را، وابستگی به بیگانگان و ترور مخالفین و حاکم شدن از طریق زور و ایجاد وحشت در بین مردم می‌دانسته‌اند، ولی به هرحال مردم ایران سرنوشت منافقین را به عنوان یک عبرت تاریخی در نظر گرفته و به این نتیجه رسیده‌اند که بسیاری از قدرت‌ها، برای حاکم شدن بر آنها دست به هر کاری می‌زند.
 
|+| نوشته شده توسط علی در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 9:34 |

رحلت نور
رفتی و با رفتنت جهانی

 

 را غرق در ماتم و اندوه کردی

 

امام خمینی

 

چه می شد آن روز حیاتی

 

خبر از حیاتت می داد

|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 9:49 |

سوم خرداد
خرمشهر

 

خونین شهر

 

شهر خون آزاد شد

خرمشهر

 

خرمشهر2

|+| نوشته شده توسط علی در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 9:44 |

پاره تن رسول
فاطمه(س)

گلبرگ نرگس

 

فاطمه اصل كلام عشق بازي با خداست

 

فاطمه بخش نخست جمله سازي با خداست

 

فاطمه طوفاني از درياي وجود سرمد است

 

فاطمه ام ابيهاي وجود احمد است

 

فاطمه نوح است و كشتيبان درياي وجود

 

فاطمه راه نياز و روح آيات سجود

 

فاطمه دستي كه لب هاي امين بوسيده است

 

مرتضي مستي كه صهباي يقين نوشيده است

 

فاطمه يعني گل باغ بقيع عاشقان

 

فاطمه يعني كتاب عشق بي نام و نشان

 

فاطمه محصولي از بود و نبود حيدر است

 

 فاطمه نيلوفر سرخ و سجود حيدر است

 

فاطمه سلطان بي چون و چراي عالم است

 

فاطمه حق را كنيز است و خداي را عالم است

 

فاطمه گلبرگ نرگس را صباست

 

فاطمه بوي ياسش اطلسي هارا صفاست

 

فاطمه عشقش دواي هر بلاست

 

ياد او بهر مريضي ها شفاست

 

|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 10:3 |

ولادت حضرت زينب(س)وروز پرستار مبارك باد
ای فروغ تابنده کوثر!

ای پرستار شهادت!

تو بانوی فصاحتی و اعجاز

نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد،

اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت

تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری!

نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.

5 جمادی الاول، سالروز میلاد مظهر علم و تقوا، سلاله پاک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست پرورده آغوش امام علی مرتضی (علیه السلام) و تربیت یافته دامان فاطمه زهرا (علیها سلام)، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) خجسته باد.

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.


در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.


هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.
امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.
 

هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:
در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.
و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..»


دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.
 

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» یعنى:
«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».
در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:
«به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

حضرت زينب(س)
اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169
و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.
حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.
پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.
صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.
او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.
ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.
 

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.
حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.
به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مىنویسد:
«شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد

|+| نوشته شده توسط علی در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 16:23 |

هفته معلم
شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان  واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.

معلم

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.

معلم

کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.

پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

شهيد مطهري

در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

 

|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:26 |

گامهای آغازین تحقق شعار نوآوری و شکوفایی
یکی از ثمرات و دستاوردهای ارزشمند نظام جمهوری اسلامی، بهره مندی از نعمت ولایت فقیه است که این امر باعث شده تا نظام اسلامی در سایه ارشادات و راهنماییهای این فقیه اسلام شناس و برخوردار از بینش بالای سیاسی، بتواند از هرگونه آسیبی مصون مانده و گامهای توسعه و پیشرفت را در عرصه های مختلف کشور بپیماید.

از این رو، یکی از برنامه هایی که مقام معظم رهبری در دهه اخیر در جهت سرعت بخشی به روند توسعه و پیشرفت جامعه و مقابله با خطرات و تهدیدات احتمالی، مورد توجه قرار داده و آن را به کار گرفته اند، تلاش برای نامگذاری سالها به عناوین مختلف بوده است. شایان ذکر است که در این نامگذاریها، از یک سو، ناظر بر نیازها و ضرورتهای فعلی کشور اعم از داخلی و بین المللی می باشد که عزم مردم و مسؤولان را برای تحقق و دستیابی به آن می طلبد و از سویی دیگر، تأکید بر ادامه روندها و شیوه هایی است که جمهوری اسلامی ایران در طول سه دهه، آنرا تجربه کرده و کارآمدی آن، به اثبات رسیده است.

بر این اساس، سال 1387، از سوی مقام معظم رهبری، به سال « نوآوری و شکوفایی » نامگذاری شد که از یک سو، چشم انداز و جهت گیری تصمیمات و فعالیتهای آینده مسؤولان نظام را در عرصه های مختلف مشخص نمود و از سویی دیگر، مهر تأییدی بر برخی سیاستها و فعالیتهایی بود که در سالهای اخیر مورد توجه مسؤولان و تصمیم گیران کشور قرار گرفته بود. اما سؤال اصلی اینجاست که اصولاً شعار « نوآوری و شکوفایی »، چگونه و در سایه توجه به چه مسائلی، می تواند تحقق یابد؟

در پاسخ به این سؤال، بایستی به این نکته اشاره کرد که اصولاً تحقق شعار « نوآوری و شکوفایی »، مستلزم توجه به موارد ذیل است :

اهتمام به اهداف و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی : هیچ شعار و برنامه ای، بدون توجه و اهتمام به اهداف و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی، امکان تحقق نداشته و مسیری بیهوده و انحرافی را طی خواهد کرد. از این رو، عزم، اراده و تلاش مردم و مسؤولان در خصوص تحقق شعار نوآوری و شکوفایی، زمانی به ثمر خواهد نشست که اهداف و آرمانهای مورد نظر نظام که از یک سو، در سخنان و رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری و از سویی دیگر، در اصول و مواد قانون اساسی و سند چشم انداز بیست ساله نظام، منعکس شده است، در تصمیم گیریها و سیاستگزاریها و وضع قوانین و اجرای سیاستها ملحوظ شود.

لزوم مشورت و برنامه ریزی علمی با نخبگان : یکی از راهکارهای رسیدن به تصمیمات درست و کارشناسی شده، انجام مشاوره با نخبگان در حوزه ها و موضوعات مورد تخصصی آنان است. از این رو، بسط دایره و قلمرو مشورتی مسؤولان و تصمیم گیران و نیز بهره مندی از نظرات و دیدگاههای نخبگان علمی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... می تواند باعث تسریع در پیشبرد امور و کارآمدی در اجرای سیاستها شود. از سویی دیگر، همفکری و مشاوره با نخبگان فکری و اجرایی کشور، می تواند ضمن تقویت احساس تعلق و وابستگی آنان به کشور، مانع از افزایش روند فرار مغزها به خارج از کشور شود. همچنین، سرمایه گذاری بر بنیاد علمی نخبگان و گسترش آن در تمام استانها و شناسایی و حمایت از نخبگان می تواند در راستای جذب و تقویت مشارکت آنان در پیشبرد امور و سیاستها مؤثر واقع شود. از این رو، هرگونه خودخواهی مسؤولان در پیشبرد سیاستها و اتخاذ تصمیمات و نیز بسته بودن فضای مشاوره و تصمیم گیری آنان می تواند تحقق شعار نوآوری و شکوفایی را به بیراهه برده و تنها آنرا در حد یک شعار، بر زبانها جاری سازد.

تهیه سند و نقشه راهبردی برای عمل و اجرا : انجام مشاوره با نخبگان فکری و اجرایی کشور و استفاده از دیدگاهها و نظرات آنان در برنامه ریزیها و تصمیم گیریها، شرط لازم ( و نه شرط کافی ) در تحقق شعار نوآوری و شکوفایی می باشد. اما برای جلوگیری از دوباره کاریها و هزینه بیهوده بر امور ابتدایی و حاشیه ای و نیز آگاهی از میزان پیشرفت برنامه ها و سیاستها، شایسته است تا در هر حوزه ( اعم از سیاست، فرهنگ، اقتصاد و... )، سند و نقشه ای راهبردی تهیه شود. با نهیه و تدوین این سند و نقشه راهبردی، مدیران و مسؤولان نظام می توانند با اجرا و به کارگیری روشها و شیوه های اجرای سیاستها و برنامه ها که در جریان همفکری و مشاوره با نخبگان در قالب سند و نقشه اجرایی، در آمده و نهایی شده است، تحقق شعار نوآوری و شکوفایی را ضمن توجه به اهداف و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی، تضمین نمایند.

وحدت کلمه و اتحاد ملی : طبق فرمایش مقام معظم رهبری « براي اينکه ما بنيانهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي خود را مستحکم کنيم، پيش نياز اولي قطعي ما ايجاد وفاق و وحدت کلمه است ». در این میان، وحدت و انسجام میان مسؤولان نظام ( اعم از مسؤولان سياسي و اقتصادي و فرهنگی نظام )، وحدت میان قوای سه گانه، وحدت و همدلی میان مردم و مسؤولان، وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت نیروهای مسلح، وحدت علمای دینی و مردم و... می تواند از هرگونه اختلاف و تشتت که سم مهلک توسعه و پیشرفت و شکوفایی است، جلوگیری کند. همچنین در سایه وحدت کلمه است که چرخ سازندگی و آبادانی کشور به حرکت در خواهد آمد و کشور شاهد شکوفایی اقتصادی و اجتماعی خواهد بود. در واقع، اهداف مورد نظر نظام که در قانون اساسی و سند چشم انداز بیست ساله نظام منظور شده، در سایه وفاق و همدلی و اتحاد ملی، محقق می شوند. همانگونه که به پشتوانه اتحاد ملی و عزم عمومی، تحریمهای خارجی در قبال ایران، کارگر نشد و میهن اسلامی توانست در طول جنگ تحمیلی و پس از آن، بسیاری از فناوریها و وسایل و امکانات را با اراده و عزم و اتحاد کلمه عمومی به دست آورد.

امید است در سایه رهنمودها و ارشادات رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای و اهتمام مسؤولان و تصمیم گیران نظام جمهوری اسلامی به این الزامات، سال 1387، سالی سرشار از موفقیتها و کامیابی ها برای مردم و کشور اسلامی مان باشد و ایران اسلامی، بتواند به پشتوانه نوآوری و خلاقیت نخبگان و متخصصان خود و نیز شکوفایی همه جانبه در عرصه های مختلف کشور، بتواند بیش از پیش، کارآمدی خود را به جهانیان نشان داده و زمینه ساز صدور انقلاب به اقصی نقاط جهان شود.
|+| نوشته شده توسط علی در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 17:20 |

گامهای آغازین تحقق شعار نوآوری و شکوفایی
یکی از ثمرات و دستاوردهای ارزشمند نظام جمهوری اسلامی، بهره مندی از نعمت ولایت فقیه است که این امر باعث شده تا نظام اسلامی در سایه ارشادات و راهنماییهای این فقیه اسلام شناس و برخوردار از بینش بالای سیاسی، بتواند از هرگونه آسیبی مصون مانده و گامهای توسعه و پیشرفت را در عرصه های مختلف کشور بپیماید.

از این رو، یکی از برنامه هایی که مقام معظم رهبری در دهه اخیر در جهت سرعت بخشی به روند توسعه و پیشرفت جامعه و مقابله با خطرات و تهدیدات احتمالی، مورد توجه قرار داده و آن را به کار گرفته اند، تلاش برای نامگذاری سالها به عناوین مختلف بوده است. شایان ذکر است که در این نامگذاریها، از یک سو، ناظر بر نیازها و ضرورتهای فعلی کشور اعم از داخلی و بین المللی می باشد که عزم مردم و مسؤولان را برای تحقق و دستیابی به آن می طلبد و از سویی دیگر، تأکید بر ادامه روندها و شیوه هایی است که جمهوری اسلامی ایران در طول سه دهه، آنرا تجربه کرده و کارآمدی آن، به اثبات رسیده است.

بر این اساس، سال 1387، از سوی مقام معظم رهبری، به سال « نوآوری و شکوفایی » نامگذاری شد که از یک سو، چشم انداز و جهت گیری تصمیمات و فعالیتهای آینده مسؤولان نظام را در عرصه های مختلف مشخص نمود و از سویی دیگر، مهر تأییدی بر برخی سیاستها و فعالیتهایی بود که در سالهای اخیر مورد توجه مسؤولان و تصمیم گیران کشور قرار گرفته بود. اما سؤال اصلی اینجاست که اصولاً شعار « نوآوری و شکوفایی »، چگونه و در سایه توجه به چه مسائلی، می تواند تحقق یابد؟

در پاسخ به این سؤال، بایستی به این نکته اشاره کرد که اصولاً تحقق شعار « نوآوری و شکوفایی »، مستلزم توجه به موارد ذیل است :

اهتمام به اهداف و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی : هیچ شعار و برنامه ای، بدون توجه و اهتمام به اهداف و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی، امکان تحقق نداشته و مسیری بیهوده و انحرافی را طی خواهد کرد. از این رو، عزم، اراده و تلاش مردم و مسؤولان در خصوص تحقق شعار نوآوری و شکوفایی، زمانی به ثمر خواهد نشست که اهداف و آرمانهای مورد نظر نظام که از یک سو، در سخنان و رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری و از سویی دیگر، در اصول و مواد قانون اساسی و سند چشم انداز بیست ساله نظام، منعکس شده است، در تصمیم گیریها و سیاستگزاریها و وضع قوانین و اجرای سیاستها ملحوظ شود.

لزوم مشورت و برنامه ریزی علمی با نخبگان : یکی از راهکارهای رسیدن به تصمیمات درست و کارشناسی شده، انجام مشاوره با نخبگان در حوزه ها و موضوعات مورد تخصصی آنان است. از این رو، بسط دایره و قلمرو مشورتی مسؤولان و تصمیم گیران و نیز بهره مندی از نظرات و دیدگاههای نخبگان علمی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... می تواند باعث تسریع در پیشبرد امور و کارآمدی در اجرای سیاستها شود. از سویی دیگر، همفکری و مشاوره با نخبگان فکری و اجرایی کشور، می تواند ضمن تقویت احساس تعلق و وابستگی آنان به کشور، مانع از افزایش روند فرار مغزها به خارج از کشور شود. همچنین، سرمایه گذاری بر بنیاد علمی نخبگان و گسترش آن در تمام استانها و شناسایی و حمایت از نخبگان می تواند در راستای جذب و تقویت مشارکت آنان در پیشبرد امور و سیاستها مؤثر واقع شود. از این رو، هرگونه خودخواهی مسؤولان در پیشبرد سیاستها و اتخاذ تصمیمات و نیز بسته بودن فضای مشاوره و تصمیم گیری آنان می تواند تحقق شعار نوآوری و شکوفایی را به بیراهه برده و تنها آنرا در حد یک شعار، بر زبانها جاری سازد.

تهیه سند و نقشه راهبردی برای عمل و اجرا : انجام مشاوره با نخبگان فکری و اجرایی کشور و استفاده از دیدگاهها و نظرات آنان در برنامه ریزیها و تصمیم گیریها، شرط لازم ( و نه شرط کافی ) در تحقق شعار نوآوری و شکوفایی می باشد. اما برای جلوگیری از دوباره کاریها و هزینه بیهوده بر امور ابتدایی و حاشیه ای و نیز آگاهی از میزان پیشرفت برنامه ها و سیاستها، شایسته است تا در هر حوزه ( اعم از سیاست، فرهنگ، اقتصاد و... )، سند و نقشه ای راهبردی تهیه شود. با نهیه و تدوین این سند و نقشه راهبردی، مدیران و مسؤولان نظام می توانند با اجرا و به کارگیری روشها و شیوه های اجرای سیاستها و برنامه ها که در جریان همفکری و مشاوره با نخبگان در قالب سند و نقشه اجرایی، در آمده و نهایی شده است، تحقق شعار نوآوری و شکوفایی را ضمن توجه به اهداف و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی، تضمین نمایند.

وحدت کلمه و اتحاد ملی : طبق فرمایش مقام معظم رهبری « براي اينکه ما بنيانهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي خود را مستحکم کنيم، پيش نياز اولي قطعي ما ايجاد وفاق و وحدت کلمه است ». در این میان، وحدت و انسجام میان مسؤولان نظام ( اعم از مسؤولان سياسي و اقتصادي و فرهنگی نظام )، وحدت میان قوای سه گانه، وحدت و همدلی میان مردم و مسؤولان، وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت نیروهای مسلح، وحدت علمای دینی و مردم و... می تواند از هرگونه اختلاف و تشتت که سم مهلک توسعه و پیشرفت و شکوفایی است، جلوگیری کند. همچنین در سایه وحدت کلمه است که چرخ سازندگی و آبادانی کشور به حرکت در خواهد آمد و کشور شاهد شکوفایی اقتصادی و اجتماعی خواهد بود. در واقع، اهداف مورد نظر نظام که در قانون اساسی و سند چشم انداز بیست ساله نظام منظور شده، در سایه وفاق و همدلی و اتحاد ملی، محقق می شوند. همانگونه که به پشتوانه اتحاد ملی و عزم عمومی، تحریمهای خارجی در قبال ایران، کارگر نشد و میهن اسلامی توانست در طول جنگ تحمیلی و پس از آن، بسیاری از فناوریها و وسایل و امکانات را با اراده و عزم و اتحاد کلمه عمومی به دست آورد.

امید است در سایه رهنمودها و ارشادات رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای و اهتمام مسؤولان و تصمیم گیران نظام جمهوری اسلامی به این الزامات، سال 1387، سالی سرشار از موفقیتها و کامیابی ها برای مردم و کشور اسلامی مان باشد و ایران اسلامی، بتواند به پشتوانه نوآوری و خلاقیت نخبگان و متخصصان خود و نیز شکوفایی همه جانبه در عرصه های مختلف کشور، بتواند بیش از پیش، کارآمدی خود را به جهانیان نشان داده و زمینه ساز صدور انقلاب به اقصی نقاط جهان شود.
|+| نوشته شده توسط علی در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 17:18 |

پيام مقام معظم رهبري به مناسبت آغاز سال 1387

 حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال نوآوري و شكوفايي ناميدند. به گزارش شبكه خبر، حضرت آيت الله خامنه اي در اين پيام تصريح كردند: امسال بايد فضاي نوآوري، كشور را فرابگيرد و همه مسئولان، خود را موظف بدانند با بهره گيري از امكانات مادي و معنوي، كارهاي نو و ابتكاري و راه هاي ميان بر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حكمت در فعاليت كشور وارد كنند تا كام مردم از ثمره اين تلاش ها شيرين شود

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به عيد سه گانه در طليعه بهار امسال، ميلاد نبي مكرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع) و عيد نوروز را به آحاد ملت ايران و همه ملت هايي كه عيد نوروز را گرامي مي دارند، تبريك گفتند و با اشاره به چشم اندازها و اميدهاي بسيار روشن در سال 1387، افزودند: امسال نظام مقدس جمهوري اسلامي، سي سالگي خود را كه در راه دفاع از استقلال و عزت ملي و حركت به سمت اعتلاي علمي و عملي گذشت، پشت سر مي گذارد كه همه اين تلاش ها در تاريخ ملت ايران برجسته و ماندگار خواهد ماند

ايشان با اشاره به آغاز فعاليت مجلسي تازه نفس در سال جاري و همچنين فعاليت دولتي خدمتگزار، پرتلاش و خستگي ناپذير، همكاري و برنامه ريزي اين دو قوه را زمينه ساز انجام كارهاي بزرگ دانستند و تأكيد كردند: ما نمي توانيم آرام و معمولي حركت كنيم، بلكه بايد با تلاشي مضاعف، جدي تر و با نهايت شتاب، اما حساب شده، منظم و منضبط به جلو برويم و در عرصه داخلي و همچنين عرصه پيچيده بين المللي، از تمام ظرفيت ها براي دستيابي به پيشرفت هاي بزرگ استفاده كنيم

حضرت آيت الله خامنه اي، با تأكيد بر اينكه "برنامه ريزي مدبرانه، شجاعانه و عزت مدارانه در عرصه سياست خارجي و موفقيت در اين عرصه در توفيقات داخل كشور نيز تأثيرگذار است"، خاطرنشان كردند: علاج ملت ايران در كسب اقتدار است و امروز خوشبختانه مسئولان كشور، عزت ملي را كاملاً در نظر دارند و در مقابل زورگويي و زورگيري دشمن ايستاده اند

ايشان همكاري كامل دولت و ملت و اتكاء به خداوند را زمينه ساز پيشروي در عرصه قدرت يابي ملت ايران و اقتدار روزافزون كشور به ويژه اقتدار معنوي و روحي برشمردند و تصريح كردند: يكي از دو انتظار من در سال 1387، نوآوري در بخش هاي مختلف و دستگاه هاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي و خدماتي كشور از جمله در ديپلماسي، حركت به سمت علم و تحقيق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم، و در آباداني كشور است

رهبر انقلاب اسلامي افزودند: انتظار دوم در سال جاري اين است كه فعاليت هايي كه در سال هاي گذشته انجام شده و كارهايي كه دولت در سال هاي اخير انجام داده، به نتيجه و شكوفايي برسند و كام مردم از نتيجه اين فعاليت ها و تلاش ها شيرين شود. بنابراين امسال را "سال نوآوري و شكوفايي" مي نامم

حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنان خود، سال 86 را سالي مهم، پرحادثه و عزت آفرين براي ملت ايران دانستند و خاطرنشان كردند: در آغاز سال 86، ماجراي دستگيري ملوان هاي متجاوز بيگانه و سپس عفو و آزادي آنان، چهره اي مقتدر و عين حال بردبار و پرگذشت از ملت ايران به جهانيان ارائه كرد و در پايان اين سال نيز حضور پرشكوه و با عظمت مردم در انتخابات مجلس شوراي اسلامي، بار ديگر چهره پرصلابت و همراه با اقتدار ملت ايران و عزم جدي آنان براي درست اداره كردن كشور را نشان داد

رهبر انقلاب اسلامي، كارهاي با ارزش مسئولان اعم از دولت، مجلس و بخش هاي گوناگون و همچنين كارهاي بزرگ آحاد ملت به ويژه فعاليت هاي علمي مجموعه هاي دانشجويي و كاوشگر را از ديگر نقاط مثبت در سال 86 و زمينه ساز پيشرفت كشور برشمردند و افزودند: در كنار اين پيشرفت ها، ضايعات، فقدان ها و ناكامي هايي هم وجود داشت كه آخرين آن، حادثه تأسف بار فقدان عزيزان دانشجو در يك سانحه دلخراش بود. اما به هر حال زندگي آميخته از شادي ها و غم ها، شيريني ها و تلخي هاست و مهم اين است كه يك ملت بتواند در ميانه اين حوادث گوناگون، هدف خود را در نظر داشته باشد و به سوي آن هدف، گام هاي بلند بردارد

حضرت آيت الله خامنه اي در پايان اظهار اميدواري كردند: ملت سرافراز ايران، سال جديد را با بهره گيري از نوآوري ها و شكوفايي ها، به بهترين وجه با عزت، موفقيت، كاميابي، شادابي و با توان بيشتر به پايان برساند

|+| نوشته شده توسط علی در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 10:8 |

سال نو مبارک

بهاءالدين خرمشاهي:

نوروز با ورود اسلام به ايران تطهير شد

پیامبر

استاد از نظر شما ورود اسلام به ايران چه اثراتي بر سنت‌هاي نوروز كه از كهن‌ترين سنت‌هاي ايرانيان است، داشته است؟

 

ايرانيان در ايران باستان جشن‌هاي فراواني داشتند، چرا كه در هر ماه روزي هم نام خود داشته كه با تقارن آن روز با ماه جشن‌هايي برگزار مي‌شد. به‌طور مثال با تقارن روز مهر با ماه مهر «جشن مهرگان» را داشتيم يا جشن‌هاي ديگري همچون جشن سده، شب يلدا، چهارشنبه سوري، سيزده بدر و ساير جشن‌ها. پس از ورود اسلام به ايران تقويم تغيير كرده و هجري قمري شد كه البته در حال حاضر هجري شمسي است. يعني مدار از ماه به خورشيد گذاشته شده است. با تغيير تقويم بسياري از جشن‌ها نيز تغيير كرده و جشن‌هاي ديگري جايگزين آن شد. مانند عيد فطر كه به لحاظ اهميت برابر با نوروز است و عيد بزرگ مسلمانان است يا عيد قربان، عيد غدير و ميلادها، همچون ميلاد پيامبر اكرم صلي‌‌الله عليه ‌و آله كه مولودي‌هاي بزرگي برپا مي‌شد. اما نوروز مهم‌ترين جشن باستاني ايرانيان است و شايد سرآغاز آن در اسطوره‌ها باشد كه به جمشيد نسبت داده مي‌شود. ائمه ما نيز نوروز را گرامي شمردند چرا كه همراه با آغاز «فصل آفرينش» بود و همچنين عيد غدير در نوروز رخ داده بود و به دليل اين تطابق‌ها و همچنين اهميت اين جشن، در اسلام پذيرفته شد و حتي در متون عربي نوروز را «نيروز» گويند. آدابي نيز به آن اضافه شد مانند غسل و نماز و دعاهاي خاص هنگام نوروز. در واقع مي‌توان گفت با ورود اسلام به ايران، نوروز تطهير شده و از حالت شاهنشاهي خارج شد. حتي من به خاطر دارم كه مرحوم امام خميني(ره) با آداب خاصي تحويل سال را به جا مي‌آوردند كه از تلويزيون هم پخش مي‌شد.

نوروز

لذا در كنار سفره هفت‌ سين كه همراه نوروز بود و جشن‌هاي چهارشنبه سوري و سيزده بدر كه قبل و بعد از نوروز بود، آدابي نيز بر اساس دين اسلام به اين سنت اضافه شد و در واقع مي‌توان گفت اسلام نوروز را بسيار گرامي داشت. حتي در مفاتيح‌الجنان و بسياري متون حديث نيز گفتارهايي در مورد نوروز داريم و حتي قرآن به عنوان سوره و به دليل داشتن سين به سفره هفت سين اضافه شد. علاوه بر آنكه با ورود اسلام، قرآن به عنوان نماد تقديس جديد نوروز نيز بود. همچنين نوروز فقط مختص ايرانيان نبوده است. بلكه در بسياري از نقاط آسياي ميانه، آسياي صغير تا حاشيه خليج فارس و000 اقوام بسياري بودند كه زبان فارسي داشته و جشن نوروز را برپا مي‌كردند. اكنون نيز اين سنت رواج بسياري دارد و تمام اقوام كرد، لر، بلوچ، ترك و000 اين رسم را برقرار داشته و گرامي مي‌دارند.

شما در لحظه تحويل سال دچار چه تحولي شده و چه حس و حالي داريد؟

احساس مي‌كنم كه سال نو بايد براي من بهتر از سال گذشته باشد، نه اينكه مرفه‌تر و خوشبخت‌تر باشم، بلكه منزه‌تر بوده و به وظايفم بهتر عمل كنم و يك احساس قدسي به من دست مي‌دهد.

اعتقاد عمومي بر اين است كه در لحظه تحويل سال درهاي اجابت خداوند باز است و هر آرزويي برآورده مي‌شود، شما چه آرزويي مي‌كنيد؟
آرزو مي‌كنم كه آدم بهتري باشم و به بدي‌هايي كه نتوانستم در سال پيش غلبه كنم، غلبه كرده و بتوانم برخي خلقيات بد همچون غيبت و000 را كنار بگذارم.

|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 9:27 |

YekiYedone

New Page 3 منبع كدهاي جاوااسكريپت


www.irLearn.com